على اصغر شميم
217
ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )
دريابيگى كه هنوز از پايتخت دستور مقاومت و جنگ با نيروى مهاجم را دريافت نكرده بود ، خود درصدد طرح نقشه دفاع برآمد و از جمله خطاهايى كه عمدا يا سهوا مرتكب شد ، اين بود كه باقر خان تنگستانى را كه براى مقابله با انگليسها به موقع از دالكى به بهمنى تاخته بود ، به بوشهر احضار كرد و اقدام مؤثر آن سردار دلير را خنثى كرد . همينكه باقر خان به بوشهر رسيد ، بلافاصله به او دستور داد كه به بهمنى برگردد و ضمنا توپخانه او را گرفت . باقر خان برادرزاده خود را نزد دريابيگى فرستاد و گفت كه چون ما را به بوشهر راه نمىگذاشتى ، از چه طلب كردى و از كار بازداشتى ، چه امشب من مىتوانستم در برابر دشمن ده سنگر پرداخته كنم . دريابيگى گفت صلاح وقت چنين افتاد « 1 » . ميزان رشادت و دليرى سربازان تنگستانى و فرماندهى وطندوست آنان باقر خان را از شرحى كه در ناسخ التواريخ دربارهى جنگ بهمنى آمده است ، مىتوان دريافت : اما از آن سوى ، لشكر انگليس روز دوشنبه نهم ربيع الثانى در حليله دو فرسخى بندر بوشهر از مراكب بحريه پياده شدند و سى عرادهى توپ چهار پوند و پنج پوند و شش پوند نه پوند به كنار آوردند و هشت فوج سرباز هندى و سندى و بلوچ و عرب و انگريز از بحر بيرون شد و در اول حمله صد تن تفنگچى كه در حليله بودند بشكستند و به باران گلوله توپ ايشان را هزيمت كردند و روز سهشنبه را نيز در آنجا اوتراق نموده روز چهارشنبه با شش فوج سرباز و هزار سوار و سى عراده توپ به جانب قلعهى بهمنى كه يك فرسنگى بوشهر است رهسپار شدند و وقت سربرزدن آفتاب به كنار قلعه آمدند و اين همان روز بود كه هنگام سپيدهدم باقر خان از بوشهر برسيد و هنوز از رنج راه نياسوده بود كه جنگ پيوسته گشت و باقر خان و احمد خان ، پسرش و شيخ حسين چاهكوتاهى با چهارصد تفنگچى به قلت عدد و كثرت عدو نگران نشدند و چون شيران جنگى آهنگ رزم كردند . از دو سويه گلوله توپ و تفنگ باريدن گرفت و كشتىهاى بزرگ انگليس نيز از دريا عبور كرده در برابر قلعهى بهمنى ايستاده شد و توپهاى شصت و شش پوند به سوى قلعه گشاده گشت . بالجمله از بحر و بر جنگ درانداختند . باقر خان و مردم او استوار بايستادند و از هنگام سربرزدن آفتاب تا نيمه روز نيران حرب مشتعل بود و زمين جنگ چنان تنگ افتاد كه ايرانيان با شمشير به روى انگريزان درآمدند و جمعى را با تيغ بگذرانيدند . سواران انگليس از چهار سوى ايشان درآمدند و قارورههاى آتشين به ميان لشكر همى
--> ( 1 ) - سرداران انگليس . . . از بهر آنكه بزرگان فارس بهويژه حاجى قوام الملك را در حضرت پادشاه آلودهى گناه كنند همى گفتند كه ما بوشهر را به غلبه نگرفتيم بلكه دريابيگى را سى هزار تومان عطا داديم تا علم ( پرچم ) را فرود آورد و شهر را تسليم داد ( « ناسخ التواريخ » ، جلد سوم قاجاريه ) .